X
تبلیغات
رایتل

دلنوشته های بانوی بهاری

یکشنبه 18 مرداد 1394

1 ) شروعی دوباره

 سلام  دوستای گل و عزیزم

خیلی دلم برای همتون تنگ شده بود، الان چند ماهه دیگه آنلاین نشده بودم و اون ماه که اومدم سر به وبم بزنم دیدم بلاگفای عزیز وبم را حذف کرده

و البته خیلی از دوستان هم آرشیو خود را از دست دادند..

دلم برای همتون تنگ شده بود، چندتایی از طریق تلفن خبرشون را داشتم ولی بقیه نه

تصمیم گرفتم این دفعه وب جدیدی بزنم و  کلا دور محیط بلاگفا خط بکشم ، چون خیلی از دستش ناراحتم

کلی خاطره های خوب ثبت شده بود در وبلاگم که همش فوت شد رفت هوا


حالا اشکالی نداره، از اول شروع میکنم ، چون خیلی دلم میخواد مثل گذشته ها خاطات مهمم را ثبت بذارم

ادرس وب دوستام را از طریق وب قبلیم (عشق من معبودم) یادتون که هست خخخ اولین وبم از اونجا پیدا کردم و یه سری از دوستان جدیدترم هم متاسفانه هنوز پیداشون نکردم که انشالله از طریق نام وبلاگ هر کدام که یادم هست پیداتون میکنم


کلی حرف نزده و اتفاق های افتاده هست که سر فرصت براتون میگم

با این محیط اشنایی ندارم و یه کم زمان میبره تا بتونم وبم را مثل سابق فعال کنم، پس صبور باشید ..

ولی محیط بلاگ اسکای را دوست میدارم


سحر جونم قدم نو رسیده ات مبارک باشه، انشاالله  سالیان سال خوش و خرم در کنار هم زندگی کنید

آجی سمانه گلم ادرس وب جدیدت  یافت نشد، ادرسم را بهت پیامک میزنم

مهتاب جونم  امیدوارم هر جا هستی تنت سالم باشه عزیزم


نظرات (8)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
یکشنبه 15 شهریور 1394 ساعت 20:19
+ فرناز بانو
سلام آجی جون.
خووووبی؟
خیلی دلتنگت بودم .
وای که چقدر خوشحالم که هستی
وبلاگ نو مبارک باشه
سحر من بی خبرم فقط می دونم پسرش بدنیا اومده اگر ازش خبری داری وبلاگی داری آدرسش برای منم بفرست.
بازم بنویس عزیزم بوس بوس
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام اجی فرنازمممم خوبیییی
منم همینطور ، نمیدونی با چ زحمتی پیدات کردم
اره اقا سبحانش به دنیا اومده، ماشاالله خیلی نازه
وبلاگش همون ادرس قبلیش را منم دارم..
خیلی دلم میخواد بنویسم ولی نمیدونم چر انمیشههه
دوشنبه 9 شهریور 1394 ساعت 18:21
+ دلمشغولی های یک مامان(آفتاب)
نماﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺍﮔﺮ "ﻧﻤﺎﺯ " ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺳﻔﺮ، ﺫﻭﻕ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻧﺶ !
ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﮐﻌﺖ ﺁﺧﺮﺵ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﮐﯿﻒ ﻧﺪﺍﺷﺖ !
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ،
ﮐﻪ ﺍﻭﻝ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﻤﺶ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
"ﺧﻼﺹ " ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﻢ ...
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ،
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﭘﺎﻧﺘﻮﻣﯿﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﺩﺭﺱ ﺷﺎﺭﮊﺭ ﮔﻮﺷﯽ ...
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯﻣﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ،
ﮐﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﻃﻼﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻠﻖ ﺍﯾﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﮑﺮ !!
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺗﺮﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻓﻼﻥ ﻫﻤﮑﺎﺭ !
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﺴﺎﺏ !!
ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ "ﻧﻤﺎﺯ " ﻧﯿﺴﺖ
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ، ﯾﮏ "ﮐﺎﺭﻭﺍﺵ ﻗﻮﯼ " ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﺴﺖ ﺍﺯ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ، ﻟﮑﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ، ﭘﻠﺸﺘﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ.
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ، ﻣﯽ ﺷﺪ " ﮐﯿﻤﯿﺎ " ﻭ ﻣﺲ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻃﻼ ...
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯﻣﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ،
ﻣﯽ ﺷﺪ ﭘﻞ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻩ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﺍﺭﻭ، ﻣﯽ ﺷﺪ
ﻣﺮﻫﻢ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﺭﻣﺎﻥ،ﻣﯽ ﺷﺪ ﺷﺎﻩ ﮐﻠﯿﺪ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﻣﯿﻌﺎﺩﮔﺎﻩ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ....
ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺁﺳﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺳﺨﺎﻭﺩﺗﻤﻨﺪﺍﻧﻪ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ،
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ.
خدایا ﺑﺮ این آدم سراپا تقصیر ﻣﻨﺖ ﺑزاﺭ ﻭ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻦ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻢ،
"ﻧﻤﺎﺯ " ﺷﻮﺩ ...
التماس دعا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 3 شهریور 1394 ساعت 10:11
+ مریم بانو
بر روی رضـا شمـس امامت صلـوات
بر شافع ما روز قیامـت صـلوات
در شـام ولادتـش که شادنـد همـه
بفرست بر این روح کرامت صلوات


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت
---
ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک.

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
امتیاز: 0 0
پاسخ:

شنبه 24 مرداد 1394 ساعت 13:28
+ مریم بانو
چله ی کلیمیه:
که از اول ماه ذی القعده شروع میشه تا روز عرفه گفته شده اگه ختمی رو میخوایم انجام بدیم از اول ذی القعده تا روز عرفه یعنی 40روز انجامش بدیم خیلی خیلی حاجت میده.این مدت اسمش چله کلیمیه هست ومدت زمانیه که حضرت موسی انجامش داد وبعد اون چله خدا رو روئیت کرد میگن اگه میخوایم چله ای روبرداریم اگه تو این روزها باشه به حاجت خیلی نزدیکه.اینو گفتم اگه تصمیم دارین ختمی رو شروع کنین نیت کنین و شروع کنین تا40روز.ایشالله همگی حاجت روا بشیم.این چله بسیار به استجاب دعا نزدیکه
این چله از روز یکشنبه 25 مرداد شروع میشه یعنی فردا
هر ختمی هم میتونین ،ختم حشر یا یس یا صلوات یا حدیث کسا یا واقعه و یا هر ختم چهل روزه ای
ان شالله که همگی حاجت روا بشیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون مریم جونم
منم چند تا ختم برداشتم برا چله کلیمیه، انشاالله همه حاجت روا بشیم
و خیر و صلاحمون را خدا برامون مقدر کنه
شنبه 24 مرداد 1394 ساعت 10:09
+ دلمشغولی های یک مامان(آفتاب)
گاهی وقتا فراموش کن کجایی،
به کجا رسیدی و به کجا نرسیدی،
گاهی وقتا فقط زندگی کن…
یاد قولایی که به خودت دادی نباش،
یه وقتایی شرمنده خودت نباش،
تقصیر تو نیست
تو تلاشتو کردی اما نشد…
یه وقتایی جواب خودتو نده
هر کی پرسید: چرا اینجای زندگی گیر کردی لبخند بزن و بگو کم نذاشتم ،
اما… نشد
یه وقتایی فقط از زنده بودنت لذت ببر…
از بودن کنار کسانی که دوستشون داری و دوستت دارن…
از طلوع خورشید از صدای آواز قمری ها…
از باد…
از بارون از همه لذت ببر..
صبح زیبات بخیر و سلامتی …
روزت پر از اتفاقای قشنگ [گل]
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پنج‌شنبه 22 مرداد 1394 ساعت 19:01
+ دلمشغولی های یک مامان(آفتاب)
سلام دختر بهاری ام
خوشحالم که برگشتی و شروع تازه رو تبریک می گم.
امیدوارم شاد و خوشبخت باشی مهربونم.
لینک جدیدت رو وارد کردم عزیزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مامان افتاب عزیزم
ممنون مهربونم
اصلا نمیتونم مثل گذشته فعال باشم و مطلب بذارم نمیدونم چرا
چهارشنبه 21 مرداد 1394 ساعت 18:38
+ مهتاب
سلام عزیزم
منزل نو مبارک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مهتاب خانم عزیز
ممنونمم
دعا کن دیگه خانه به دوشی نکشم :
سه‌شنبه 20 مرداد 1394 ساعت 10:28
+ مریم بانو
مبااااااااااااااااااااااااارکه عزیززززززم
خیلی کار خوبی کردی که دیگه بلاگفا نساختی
خدا ازشون نگذره که اینطوری بی مسئولیتی کردن
حتمن بازم از خاطرات قشنگت بنویس
ختم قرآنی بود، خبرم کن
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ممنون عزیزمم
اره خیلی بی مسیولیتن، اینهمه خاطرات قشنگ گذاشته بودم همش دود شد رفت
انشاالله اگر توفیقی باشه حتما، چشم خانمی